السيد مرتضى العسكري ( مترجم : سردارنيا )

41

خمسون ومائة صحابي مختلق ( يكصد و پنجاه صحابي ساختگى ) ( فارسى )

اى فرزند ! اگر پس از من خلافت به تو برسد ، تنها به زنديقان بپرداز ، زيرا اين جماعت مردم را به امورى فريبنده با ظاهرى بس آراسته و نيكو دعوت مىكنند از قبيل دورى از دنيا و روى آوردن به آخرت ؛ تا آن جا كه مردم را معتقد مىسازند كه گوشت را حرام بدانند و به آب پاك دست نزنند ، كشتن حشرات را گناه بشمارند ، و بالاخره آنان را به دوگانه پرستى وا مىدارند . به اين معنى كه نور و ظلمت را پرستش كنند . در چنان وضعى زناشويى با محارم را چون خواهران و دختران روا مىدارند ، خود را با ادرار مىشويند ، و كودكان را از گذرگاه ها مىدزدند ، به اين عنوان كه آنها را از اهريمن ظلمت رهايى بخشند و به نور و روشنايى هدايت كنند . چون پس از من به خلافت رسيدى ، بى هيچ رحم و شفقتى اينان را بدار آويز و شمشير بر آنان بكش ، و با كشته آنها به خداى يكتا تقرّب كن . چه پدر بزرگت عباس را به خواب ديدم كه دو شمشير بر من حمايل كرد ، و مرا به كشتن اين دوگانه پرستان فرمان داد ( 4 ) . وقتى كه موسى پس از پدر به خلافت نشست ، به انجام وصيت و سفارش پدر كمر بست و در انجام همين مهم بود كه در دهمين ماه از خلافت خود گفت : قسم به خدا ، اگر زنده بمانم همه زنديقان را از دم تيغ مىگذرانم ، و يك تن از آنان را زنده نخواهم گذاشت . مى گويند موسى دستور داده بود تا در اجراى چنين تهديدى يك هزار ، دار بر پا كنند تا در موقعى كه خود از پيش تعيين كرده بود ، هزار تن زنديق را با هم بر دار بكشد ، اما پيش از آن كه بتواند چنين تهديدى را عملى كند از دنيا رفت . « 1 » طبرى يك مورد ديگر از وصيت مهدى خليفه عباسى را چنين آورده است : وقتى كه داوود فرزند على عباسى ، و يعقوب فرزند فضل حارثى از خاندان حارث ابن عبد المطلب را « 2 » نزدش آوردند ، و آن دو اقرار كردند كه جزء زنديقانند ، يعقوب

--> ( 1 ) . آيا زنادقه در كشتن خليفه دست در كار بوده اند ؟ ( 2 ) . داوود و يعقوب هر دو از خاندان بنى هاشم و عمو زاده پيامبر خدا بودند .